دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2083
تعداد نوشته ها : 7
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

[2] الاجتهاد سعى و کوشش 1-  من واجب حقوق اللّه على عباده النّصیحة بمبلغ جهدهم و التّعاون على اقامة الحقّ. 1-  از حقوق واجب خداوند بر بندگانش این است که: به اندازه توانایى خود در خیر خواهى و نصیحت بندگان خدا کوشش کنند و در راه برقرارى حق در میان خود همکارى و کمک نمایند. 2-  لیس على الامام الّا ما حمّل من أمر ربّه: الإبلاغ فى الموعظة، و الاجتهاد فى النصیحة و الاحیأ للسّنّة و إقامة الحدود على مستحقیّها و إصدار السّهمان على أهلها. 2-  پیشواى مسلمانان غیر از آنچه که از طرف پروردگارش به او دستور داده شده، وظیفه‏اى ندارد: اعلام فرمان خدا با پند و اندرز، کوشش در خیرخواهى، احیاى سنت الهى، اجراى حدود خداوند بر مستحقان کیفر، و رساندن حق مظلومان بر اهلش. 3-  [الى عثمان بن حنیف‏] ألا و إنّ إمامکم قد اکتفى من دنیاه بطمریه«»، و من طعمه بقرصیه، ألا و إنّکم لا تقدرون على ذلک، و لکن أعینونی بورع و اجتهاد، و عفّة و سداد. 3-  [به عثمان بن حنیف:] آگاه باش که امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از خوردنیهایش به دو قرص نان اکتفا کرده، بدانید که شما چنین نتوانید کرد، اما با پارسایى و کوشش و پاکدامنى و درستى مرا یارى کنید. 4-  أشدّ الناس اجتهادا من ترک الذّنوب. 4-  سخت‏ترین تلاش در میان مردم براى کسى است که گناهانش را ترک کند.                           جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 75-  الاجتهاد أربح بضاعة. 5-  تلاش و کوشش، سودآورترین سرمایه است. 6-  العاقل یجتهد فی عمله و یقصّر من أمله. 6-  خردمند، در کارش مى‏کوشد و از آرزویش مى‏کاهد. 7-  من أعمل اجتهاده بلغ مراده. 7-  هر که تلاش و کوشش کند، به مراد خود خواهد رسید. 8-  لا تترک الاجتهاد فى إصلاح نفسک فإنّه لا یعینک علیها إلّا الجدّ. 8-  تلاش و کوشش را در اصلاح نفس خویش، ترک مکن زیرا هیچ چیزى جز کوشش در این کار تو را یارى نمى‏کند.                           جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 8[3] الأجل«» مرگ و مدت 1-  إنّ أجله [الانسان‏] مستور عنه و أمله خادع له. 1-  همانا مرگ از نظر انسان پنهان و آرزویش فریبنده اوست. 2-  إنّ مع کلّ إنسان ملکین یحفظانه، فإذا جاء القدر خلّیا بینه و بینه، و إنّ الأجل جنّة حصینة. 2-  همراه هر انسانى دو فرشته است که او را محافظت مى‏کنند، پس هنگامى که تقدیر فرا رسد از او جدا شوند. و اجل، سپرى است نگاهدارنده. 3-  من جرى فی عنان أمله عثر بأجله. 3-  هر که با آرزو همعنان شود به مرگ و نابودى رسد. 4-  مسکین ابن آدم، مکتوم الأجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقّة، و تقتله الشّرقة، و تنتنه العرقة. 4-  بیچاره فرزند آدم زمان مرگش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا، عملش محفوظ، پشه‏اى او را مى‏آزارد و تابش آفتاب او را مى‏کشد، و عرق بدنش بدبویش مى‏سازد. 5-  لو رأى العبد الأجل و مصیره، لأبغض الأمل و غروره. 5-  اگر انسان مرگ و عاقبت کارش را مى‏دید بى‏گمان با آرزو و غرورش دشمن مى‏شد. 6-  إنّ أولیاء اللّه هم الذین نظروا إلى باطن الدّنیا إذا نظر النّاس الى ظاهرها، و اشتغلوا بآجلها إذا اشتغل النّاس بعاجلها. 6-  همانا دوستان خدا آنانى هستند که باطن دنیا را مى‏بینند، هنگامى که مردم فقط به ظاهر آن مى‏نگرند و به آینده مى‏پردازند آن گاه که مردم به امور زود گذر دنیا مشغولند.                           جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 97-  اعلم یقینا أنّک لن تبلغ أملک، و لن تعدو أجلک. 7-  یقین بدان هرگز به همه آرزوهایت نخواهى رسید و از مهلت زندگیت هم تجاوز نخواهى کرد. 8-  إنّک لست بسابق أجلک، و لا مرزوق ما لیس لک. 8-  براستى که از اجل و سرانجامت پیشى نخواهى گرفت و از آنچه روزى تو نیست بهره‏مند نخواهى شد. 9-  بادروا العمل، و خافوا بغتة الأجل. 9-  به کارهاى شایسته بپردازید و از فرا رسیدن مرگ بترسید. 10-  جعل (اللّه) لکلّ شی‏ء قدرا، و لکلّ قدر أجلا، و لکلّ أجل کتابا. 10-  خداوند براى هر چیزى اندازه‏اى و براى هر اندازه‏اى مهلتى و براى هر مهلتى حسابى قرار داده است. 11-  إنّ لکلّ أجل وقتا لا یعدوه، و سببا لا یتجاوزه. 11-  هر اجلى و مدتى، وقت معینى دارد که از آن نمى‏گذرد و سببى که از آن تجاوز نمى‏کند. 12-  بادروا المعاد، و سابقوا الآجال، فإنّ النّاس یوشک أن ینقطع بهم الأمل، و یرهقهم الأجل، و یسدّ عنهم باب التّوبة. 12-  به سوى قیامت مبادرت کنید و پیش از آن که مرگتان فرا رسد تلاش کنید، زیرا که به زودى رشته آرزوى مردم قطع گردد و مرگ آنها را در آغوش کشد و باب توبه به رویشان بسته شود. 13-  کفى بالأجل حارسا. 13-  اجل، براى حفاظت انسان کافى است. 14-  لکلّ حیاة أجل. 14-  هر زندگى را پایان و مرگى است. 15-  نفس المرء خطاه الى أجله. 15-  هر نفس آدمى، گامى است به سوى مرگ. 16-  و قیل له علیه السلام: کیف الرّزق و الأجل. فقال علیه السلام: إنّ لک عند اللّه رزقا، و له عندک أجلا، فإذا وفاک ما لک عنده أخذ ما له عندک. 16-  به امام علیه السلام گفته شد: روزى و مرگ چگونه‏اند فرمود: براى تو نزد خدا روزى معینى است و براى خدا هم نزد تو مهلت معینى است، هرگاه آنچه مال توست به تو داد، آنچه از خود نزد تو دارد، مى‏گیرد. 17-  من عرف أجله قصر أمله. 17-  کسى که سرانجام زندگیش را دانست آرزوهایش کوتاه خواهد شد. 18-  صلة الرّحم مثراة للمال و منسأة«» للأجل. 18-  صله رحم، دارایى را فزونى بخشد و مرگ را به تأخیر اندازد.                           جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 1019-  موت الإنسان بالذّنوب أکثر من موته بالأجل. 19-  مرگ آدمى به سبب گناهان، بیشتر از مرگش به اجل و پایان زندگیش است. 20-  الأجل یصرع. 20-  اجل، آدمى را به زمین مى‏زند. 21-  الأجل جنّة. 21-  اجل، سپر بلاهاست. 22-  الأجل حصن حصین. 22-  اجل، دژى استوار است. 23-  الآجال تقطع الآمال. 23-  مرگ‏ها، رشته آرزوها را مى‏درند. 24-  الأجل یفضح الأمل. 24-  مرگ، رسوا کننده آرزوهاست. 25-  الأجل حصاد الأمل. 25-  مرگ، درو کننده آرزوهاست. 26-  ألا و إنّکم فی أیّام أمل من ورائه أجل، فمن عمل فی أیّام أمله قبل حضور أجله فقد نفعه عمله، و لم یضرره أجله، و من قصّر فى أیّام أمله قبل حضور أجله فقد خسر عمله و ضرّه أجله. 26-  آگاه باشید که در روزگار آرزو هستید که مرگ در پى آن است، پس هر که در روزگار آرزو پیش از سر آمدن مهلت، به کار نیک بپردازد، کارهایش به او سود مى‏بخشد و از فرا رسیدن مرگ زیان نخواهد دید، و هر کس در روزگار آرزو قبل از سر آمدن مهلت، در انجام کار نیک کوتاهى کند، کارهایش زیان بخش و از فرا رسیدن مرگ، زیان خواهد دید. 27-  أقرب شی‏ء الأجل. 27-  نزدیکترین چیز، مرگ است. 28-  أصدق شی‏ء الأجل. 28-  راست ترین چیز، مرگ است. 29-  إذا بلغتم نهایة الآمال فاذکروا بغتات الآجال. 29-  اگر به پایان آرزوها دست یافتید، پس مرگ‏هاى ناگهانى را به یاد آورید. 30-  آفة الآمال حضور الآجال. 30-  آفت آرزوها، فرا رسیدن اجلهاست. 31-  عند حضور الآجال تظهر خیبة الآمال. 31-  با فرا رسیدن مرگ‏ها، پوچى و زیان آرزوها نمایان مى‏شود. 32-  عند هجوم الآجال تفتضح الأمانىّ و الآمال. 32-  با هجوم مرگ‏ها، امیدها و آرزوها رسوا مى‏گردند. 33-  لکلّ أجل حضور. 33-  براى هر مهلتى حضور و فرا رسیدنى است.                          جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 1134-  لو فکّرتم فی قرب الأجل و حضوره، لأمرّ عندکم حلو العیش و سروره. 34-  اگر به نزدیکى و حضور مرگ بیندیشید، شیرینى و شادمانى زندگى به کامتان تلخ مى‏شود. 35-  من الآجال انقضاء السّاعات. 35-  از جمله اجلها، گذشت ساعتهاست. 36-  نعم الدّواء الأجل. 36-  اجل چه داروى خوبى (براى درمان دردها) است. 37-  لا جنّة أقوى من الأجل. 37-  هیچ سپرى قویتر از مرگ نیست.                           جلوه‏هاى‏حکمت، صفحه‏ى 12 


دسته ها :
شنبه هفتم 6 1388
X